أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
369
قانون ( فارسى )
خون ، توسط خونريزى بينى ، يا خونريزى بواسير يا از اثر زخم و امثال آن انجام گرفته و خون كم شده است . اگر از چگونگى خون و از چندى آن نباشد : 1 - مادهء خون از اثر سرما و سردمزاجى غليظ شده است . 2 - يا خلط غليظ به حد زياد با مادهء خون مخلوط شده است . كه اين حالت اكثرا از استراحت و بيكارى زياد و امثال آنها ناشى مىشود ، كه تو آنها را مىدانى ! اگر سبب از ابزار خونرسان باشد ، يعنى در لولهء رگها راهبندان ايجاد شده است ، سبب راهبندان مىتواند هريك از عوامل زير باشد : 1 - گرماى خشكاننده و گيرنده . 2 - سرماى سختكننده و سفتىآور . 3 - ممكن است از زياد نوشيدن آب چنين راهبندانى رخ دهد و به نازائى دائمى زن بينجامد . 4 - حالت خشكى زياد لوله رگها را منقبض كرده است . 5 - پيه زياد لوله رگها ، سبب بسته شدن راه بر خون حيض شده است . 6 - خلط غليظ و لزج در لوله رگها گير كرده است . 7 - ممكن است ورمى راه را بر جريان خون بسته باشد . 8 - از گوشت زائد و بهم آمدن لوله رگها ، خون نتواند بيرون ريزد . 9 - قرحه در زهدان بوده و بهم آمده و در اين بهم آمدن ، دهانهء رگهاى سطح زهدان را به تباهى كشانيده است . 10 - زهدان بيش از حد لازم و به افراط كج شده است . 11 - زهدان وارونه شده است . 12 - ممكن است كوتاهى گردن زهدان در بند آمدن خون حيض مؤثر باشد . 13 - از ضربت خوردن و بر زمين افتادن ، دهانهء رگها بسته باشد . 14 - زن بچه انداخته است و بعد از بچه انداختن نابسامانى در خونريزى حيض روى داده و خون را بند آورده است . اگر بند آمدن خون حيض اشتراكى باشد ، يعنى اندامان ديگر در اين بند آمدن خون شريك باشند ؛ چند جهت دارد : 1 - كبد ناتوان شده و ياراى به خارج فرستادن خون و پالايش آن را ندارد . 2 - راهبندان در كبد بوجود آمده است و در نتيجه راه بر جريان خون از كبد به ابزار حيض بسته است . 3 - راهبندان در سراسر بدن پيدا شده است . مثلا چاقى تن از آنجا كه مزاحمت براى اندامان و رگها ايجاد مىكند ، سبب راهبندان در لوله رگها مىشود . 4 - ممكن است در بدن لاغر نيز راه بندانها ايجاد شوند ، كه از اثر خشكى بدن لوله رگها برهم آيند و